تبليغاتX
مهندسی تولیدات گیاهی84دانشگاه شهید باهنر


شماره ثبت : 7664

شماره نظام مهندسی : 020850091

مدیر عامل : جناب آقای سیامک دریلی

رئیس شرکت : سر کار خانم لیلا گوهری



شرکت فروغ د’ر افشان ارومیه جزء شرکتهای نمونه نظام مهندسی شناخته شده ، و آماده ارائه خدمات کشاورزی و فنی مهندسی در قالب اهداف زیر می باشد

 

خدمات فنی و اجرائی

احداث گلخانه

نگهداری

تهیه طرح های کشاورزی وتولید و توضیع نهال های مثمر و غیر مثمر

پرورش گیاهان داروئی

طراحی و احداث و نگهداری فضای سبز

ارائه خدمات ترویجی و کشاورزی ومکانیزاسیون کشاورزی

کاشت و داشت ، برداشت محصولات کشاورزی

مطالعات و تحقیقات در پروژه های کشاورزی

صادرات و واردات محصولات کشاورزی

طراحی و اجرای سیستم های آبیاری تحت فشار

آموزش و مبارزه با آفات و بیماری های گیاهی

فعالیت در امور زیر بناییراسته مطالعاتی طراحی و مشاوره بازار یابی محصولات کشاورزی - دامی و خدمات ماشینی

داریهای شرکت : گلخانه 1000متر مربعی در 7 کیلو متری جاده ارومیه به سلماس روستای زایه کندی

نهالستان میوه های مثمر از قبیل : انگور گیلاس ، هلو ، زردآلو ، آلو ، سیب و گلابی در 45 کیلومتری جاده ارومیه به سلماس روستای کهریز (بهترین نهال های مثمره باغات میوه آذربایجان غربی در کهریز ارومیه تولید میشود )
1

 


آدرس شرکت : آذربایجان غربی - ارومیه شهرک ایثار خ آزادی 12متری دوم پلاک 21
 

تلفن : 09143457903

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/01ساعت 12:14  توسط وحید کریمی ثالث  | 
سکوت را بیاموز. بگذار ذهن خاموشت گوش فرا دهد و بیاموزد.

 

ایمان هم مانند عشق شجاعت و دلاوری می خواهد. انسان باید به خود بگوید: من ایمان دارم، آنوقت همه چیز خود به خود روشن می شودو شما را جذب می کند. ایمان، همانا عشق شدید است. باید عمیقتر عشق بورزید؛ آنوقت عشق به ایمان بدل می شود ... کسی که ایمانی ندارد نمی تواند عشق بورزد.

 

«لئو تولستوی»

 

نبوغ در خلوت شکل می گیرد و شخصیت در هیاهوی زندگی بشری.

«گوته»

 

 

وقتی جاده ای هموار و تمیز و نو در سر راه شما پیدا شد عبور از جاده قدیم و سنگلاخ کار دیوانگان و خودخواهان است.

«امیل زولا»

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/04ساعت 21:44  توسط وحید کریمی ثالث  | 
 بنام خدا

  مخوان آواز، ای دختر

  صدای نغمة مستانه ات را در گلو بشکن

  پسر، آواز عشق انگیز را بس کن

  سرود لحظه های کامیابی را به دور افکن

  تو ای دختر که شور نغمه از لبهات لبریز است

  برای نغمه هایت فکر دیگر کن

  تو ای مرد جوان کز کامها در سینه ات بانکی طرب خیز است

  سرود قرن را سر کن.

  مخوان آواز عشق انگیز ،ای دختر.

  اگر آواز میخوانی

  بخوان آواز درد انگیز آن مرد نگونبختی

  که شب با دست خالی میکند آهنگ کاشانه

  و با شرمی غم آلوده

  به جای نان به پای کودکانش اشک میریزد

  و غمگین کودکان او—

  به گردش در تضرع، چون کبوترهای بیدانه.

  اگر آواز میخوانی

  بخوان آواز دردآلوده پیران غمگین را

  که در پیری تهیدستند

  نفسهاشان توانا نیست

  غروب زندگی در چشمشان پیداست

  گه و بیگاه بغضی در گلو دارند

  کویر زندگی در زیر پا و کوله بار غصه ها بر دوش

  و مرگ خویش را هر لحظه صد بار آرزو دارند.

  پسر، آواز را بس کن.

  اگر آواز میخوانی

  بخوان آواز آن بیمار بیکس را

  که چشم بیفروغ خویش را با انتظاری تلخ

  به راه دوستی نادیده میدوزد

  و از تک ضربه های پای هر عابر

  به امید عیادتها

  لبان نیمرنگش میشود خندان

  به شوق آنکه با دیدار، شمعی در دل تنگش برافروزد

  ولی جنبنده ای از حال آن بیمار آگه نیست

  به غربت، تلخ میمیرد

  و مرغ جان او از تنگنای شهر تنهایی

  به سوی کبریا پرواز میگیرد.

  اگر آواز میخوانی

  بخوان آواز غمگین یتیمان را

  که همچون طوطی بی نغمه خاموشند

  و بر سرهایشان چتر محبت سایه افکن نیست

  به دلها راهشان بسته است

  ز خاطرها فراموشند.

                                یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 20:46  توسط وحید کریمی ثالث  | 

آنکس که حقیقت را نمی داند،نادان است ولی آنکس که حقیقت را می داند و آنرا پنهان می کند،تبهکار است

                   قسمتی از نیایش علی شریعتی

خدایا:عقیده مرا ازدست " عقده ام"مصون بدار.

خدایا:به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.

خدایا:رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت "تعصب" "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.

خدایا:مرا همواره اگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست وکامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم. 

خدایا:جهل امیخته باخودخواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست نسازد.

خدایا:شهرت منی را که:"میخواهم باشم" قربانی منی که " میخواهند باشم" نکند. 

خدایا:درروح من اختلاف در "انسانیت" را به اختلاف در فکر واختلاف در رابطه با هم میامیز. ان چنان که نتوانم این سه قوم جدا از هم را باز شناسم.

خدایا:مرا به خا طر حسد کینه و غرض عمله اماتور مگردان. 

خدایا:خودخواهی را چندان درمن بکش یا درمن برکش تاخودخواهی دیگران را احساس نکنم واز ان در رنج نباشم. 

خدایا:مرا در ایمان « اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق« باشم. 

خدایا:به من « تقوای ستیز» بیاموز تا درانبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم. 

خدایا:مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن.

لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 20:2  توسط وحید کریمی ثالث  | 
bloodrose.gif (59773 bytes)bloodrose.gif (59773 bytes)
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 19:35  توسط وحید کریمی ثالث  | 

رد پای خدا....

خواب ديدم بر روي شنها راه ميروم

همراه با خداوند.

و بر روي پرده شب

تمام روزهاي زندگيم را مانند فيلمي مي ديدم

همان طور که به گذشته ام نگاه ميکردم

روز به روز پرده ظاهر شد

يکي مال من يکي از آن خداوند

راه ادامه يافت تا تمام روزهاي تخصيص يافته خاتمه يافت.

آن گاه ايستادم و به عقب نگاه کردم

در بعضي جاها فقط يک رد پا وجود داشت

اتفاقا، آن محلها مطابق با سخت ترين روزهاي زندگيم بود

روزهايي با بزرگترين رنجها، ترسها، دردها، و ...

آن گاه از او پرسيدم:

خداوندا تو به من گفتي که در تمام ايام زندگيم با من خواهي بود

و من پذيرفتم با تو زندگي کنم

خواهش ميکنم به من بگو چرا در آن لحظات درد آور مرا تنها گذاشتي

خداوند پاسخ داد:

فرزندم، ترا دوست دارم و به تو گفتم در تمام سفر با تو خواهم بود.

من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت.حتي براي لحظه اي...

و من چنين نکردم.

هنگامي که در آن روزها، يک رد پا بر روي شن ديدي 

 من بودم که تو را به دوش کشيده بودم

چون هميشه عاشق بنده ام بوده ام...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 16:57  توسط وحید کریمی ثالث  | 
به پسرم درس بدهيد
او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد . به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد . به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد . به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد .
اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد . به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود .
به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .
به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند .
ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد .
به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست .
به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد .
در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد ة اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد ، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد ، پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 14:48  توسط وحید کریمی ثالث  | 
دانه که در خاک قرار ميگيرد با سه عمل خود را نجات ميدهد.
1- ريشه خود را به عمق زمين بند ميکند.
2- مواد غذايي زمين را جذب ميکند.
3- خاک هاي مزاحم را دفع ميکند.
************
انسان نيز بايد براي نجات و رهايي و رسيدن به فضاي باز توحيد و نجات از تاريکيهاي ماديات و هوسها و طاغوت ها همانند دانه عمل کند.
1- ريشه عقايد خود را از طريق استدلال محکم کند.(ايمان قوي)
2- از امکانات خدادادي آنچه را براي تکامل و رشد معنوي او است جذب کند.
3- تمام دشمنان را کنار زده وهر معبودي را جز خدا دفع کند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 14:44  توسط وحید کریمی ثالث  | 

صادقی-رضوی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 11:17  توسط وحید کریمی ثالث  | 
هراس من از مردن نیست / هراس من از بیهوده زیستن است ( شاملو )              

  ســـــــــلام                                                                                                                   

به همه دوستان                           

لازم به توضیح اینکه این وبلاگ برای اشنایی بیشتر هم کلاسیان باهم-اطلاع رسانی -فعالیتهای علمی -یادداشتها وخاطره نویسی و......طراحی شده است(این وبلاگ متعلق به تک تک شماست)

در ابتدای ورود به دانشگاه بعد از تلاشهای شبانه روزی و ثبت نامهای طویل الاعریض و فیش های پول بگیر دانشگاه وخستگی های فراوان خوشامدگویی های مسئول بخش مسرت بخش می نمود

در انتها چندی از دوستان صلاح را در برگذاری جلسه معارفه دانستند که با استقبال پر شور هم کلاسیان روبرو شد والبته که برگذار نشد

(به گفته مفسرین) با تمام این حرفها انتظار میرود همکلاسی های ما گرد هم خواهند امد و ضمن کوبیدن مشت بر دهان استکبار جهانی باعث بالا رفتن سطح علمی کلاس و وبلاگمان خواهند شد

این امر میسر نخواهد شد مگر باهمکاری شما 

حالا همه با هم میخوانیم یار دبستانی من.......

  یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر م ا، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟

یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما


یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
سال ساخت : بهمن 1357

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 10:23  توسط وحید کریمی ثالث  | 
Electronic Medical Records Software
Electronic Medical Records Software