|
بنام خدا
مخوان آواز، ای دختر صدای نغمة مستانه ات را در گلو بشکن پسر، آواز عشق انگیز را بس کن سرود لحظه های کامیابی را به دور افکن تو ای دختر که شور نغمه از لبهات لبریز است برای نغمه هایت فکر دیگر کن تو ای مرد جوان کز کامها در سینه ات بانکی طرب خیز است سرود قرن را سر کن. مخوان آواز عشق انگیز ،ای دختر. اگر آواز میخوانی بخوان آواز درد انگیز آن مرد نگونبختی که شب با دست خالی میکند آهنگ کاشانه و با شرمی غم آلوده به جای نان به پای کودکانش اشک میریزد و غمگین کودکان او— به گردش در تضرع، چون کبوترهای بیدانه. اگر آواز میخوانی بخوان آواز دردآلوده پیران غمگین را که در پیری تهیدستند نفسهاشان توانا نیست غروب زندگی در چشمشان پیداست گه و بیگاه بغضی در گلو دارند کویر زندگی در زیر پا و کوله بار غصه ها بر دوش و مرگ خویش را هر لحظه صد بار آرزو دارند. پسر، آواز را بس کن. اگر آواز میخوانی بخوان آواز آن بیمار بیکس را که چشم بیفروغ خویش را با انتظاری تلخ به راه دوستی نادیده میدوزد و از تک ضربه های پای هر عابر به امید عیادتها لبان نیمرنگش میشود خندان به شوق آنکه با دیدار، شمعی در دل تنگش برافروزد ولی جنبنده ای از حال آن بیمار آگه نیست به غربت، تلخ میمیرد و مرغ جان او از تنگنای شهر تنهایی به سوی کبریا پرواز میگیرد. اگر آواز میخوانی بخوان آواز غمگین یتیمان را که همچون طوطی بی نغمه خاموشند و بر سرهایشان چتر محبت سایه افکن نیست به دلها راهشان بسته است ز خاطرها فراموشند. یا علی |
TABLE border='0' cellspacing='0' cellpadding'0'> Electronic Medical Records Software | |